مؤسسه مطالعات و تحقيقات فرهنگى
مقدمه 24
يادنامه علامه طباطبائى ( فارسى )
ز دار الغرور و ز دار الفنا * به دار السرور آن يل راد رفت به صافى آب و صفاى بهار * چو مولود ايام ميلاد رفت برآمد ز خاك و به افلاك شد * ز زندان برون آمد و شاد رفت ز جان درگذشت و به جانان رسيد * ز ميزان گذشت و به ميعاد رفت خوشا ياد علامهء پاكزاد * كزين خاكدان با صد احماد رفت همان مرد مطلق كه شد جاودان * كه در جان و دل ماند و بهزاد رفت خوشا علم و عرفان ، خوشا عقل و دين * كزان تا فلك صيت استاد رفت كجا وصف واصف ، كجا قدر او ! ؟ * كه اين خار و آن گل قلمداد رفت برآور ز دل آه و از جان خروش * ببار اشك حامد كه حماد رفت